خواجه نظام الدين عبيد زاكاني
237
أخلاق الأشراف ( فارسى )
تهران ، 1348 ، ه . ق . ) فصلى در « اضغاث احلام » آورده گويد « فصل فى اضغاث الاحلام ، و هى المنامات التّى لا اصل لها » يعنى اضغاث احلام خوابهايى است كه اصلى و پايهيى نداشته باشد . و در شرح آن مىگويد : خوابهايى كه صرفا بر مبناى تركيبات خيالى باشد ، يعنى ريشهء آنها فعّاليّت قوّهء متخيّله باشد و از راه اتّصال نفس انسانى به عقل فعّال نباشد چنين خوابهايى اضغاث احلام است . زيرا قوّهء متخيّله پيوسته حتى در حال خواب نيز در كار و كوشش است ؛ و از اين جهت گاه از صورى كه در خزانهء خود دارد گرفته و از تركيب و تأليف آنها امورى را مىآفريند كه با هم ارتباط منطقى ندارند ، و اين گونه خوابها را « رؤياى كاذبه » مىگويند . گاه حتّى با اينكه نفس با عقل فعّال پيوند دارد و امورى را از آنجا در مىيابد امّا بازقوت متخيّله بر اثر غلبه آن امور را مورد تصرّف خود قرار مىدهد ، و چيزهايى در آن مىافزايد و يا از آن مىكاهد ، و اين نوع رؤياها نيز كاذبهاند و اضغاث احلام را از اين دست خوابهاى نادرست مىتوان بشمار آورد . و هرگاه قوّهء متخيّله غالب نباشد يعنى نفس پاك و مصّفى باشد و آنچه را كه بر اثر اتّصال به عقل فعّال دريافته بدون كم و كاست به حافظه تحويل بدهد ، رؤياى صادقه خواهد بود . اينك چند يادداشت دربارهء « اضغاث » و « اضغاث احلام » . 1 . امير مؤمنان على ( ع ) در خطبهء ( 50 ) نهج البلاغه مىگويد : « انّما بدء وقوع الفتن اهواء تتّبع . . . و لكن يؤخذ من هذا ضغث و من هذا ضغث ، فيمزجان ، فهنالك يستولى الشيطان على اوليائه . . . » و الضغث من الحشيش : القبضة منه ، قال اللّه تعالى « وَ خُذْ بِيَدِكَ ضِغْثاً » ( سورهء ص ، / آيهء 44 ) . - ريشهء پديد آمدن فتنهها هواهاى نفسانى است كه مورد پيروى قرار مىگيرد ، و بدعتهايى است كه به نام احكام خدا ظاهر مىگردد . در اين فتنهها و بدعتها با كتاب خدا مخالفت مىشود و مردانى بر خلاف دين خدا بر سر مردان ديگرى ولايت مىيابند ، حال آنكه اگر باطل به حقّ نياميزد ، حقّ بر طالبان آن پوشيده نمىماند ، و زبان معاندان از دين كوتاه مىگردد ؛ و ليكن بخشى از حقّ و بخشى از باطل مىگيرند ، و آن